دین و اندیشه

متن کامل دعای کمیل با ترجمه روان فارسی + خط درشت و صوتی

شب‌های جمعه که فرا می‌رسد، دل‌های بی‌قرار به دنبال پناهگاهی برای آرامش و زمزمه‌ای برای سبک شدن می‌گردند. دعای پرفیض کمیل، یادگار ارزشمند حضرت امیرالمومنین علی (ع) برای یار باوفایش کمیل بن زیاد، همان مرهمی است که روح خسته انسان را با ناب ترین مضامین و مفاهیم بندگی، شستشو می‌دهد. خواندن دعای شریف کمیل در شب جمعه در دین ما بسیار سفارش شده است. در این صفحه، کامل‌ترین متن دعای کمیل  را با خطی بسیار درشت، خوانا و ترجمه‌ای روان به همراه صوت دلنشین برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم تا در خلوت عاشقانه‌تان با پروردگار، همراهتان باشیم. التماس دعا.

🎵 پخش صوتی دعای کمیل با نوای دلنشین استاد فانی

🎵 پخش صوتی دعای کمیل با نوای دلنشین استاد فرهمند

دانلود متن کامل دعای کمیل PDF

دانلود >>متن کامل دعای کمیل <<

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَبِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ، وَخَضَعَ لَهَا كُلَّ شَيْءٍ، وَذَلَّ لَهَا كُلَّ شَيْءٍ

خدايا از تو درخواست مى‌كنم به رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته، و به قوّتت كه با آن بر همه چيز چيره گشتى و همه چيز در برابر آن خاضع و خوار است.

وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ، وَبِعِزَّتِكَ الَّتِي لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ، وَبِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْءٍ

و به جبروتت كه با آن بر همه چيز غالب آمدى، و به عزّتت كه چيزى در برابرش تاب نياورد، و به عظمتت كه همه چيز را پر كرده است.

وَبِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلاَ كُلَّ شَيْءٍ، وَبِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلَّ شَيْءٍ، وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلَّ شَيْءٍ

و به پادشاهى‌ات كه بر همه چيز برترى يافته، و به ذاتت كه پس از نابودى همه چيز باقى است، و به نام‌هايت كه پايه‌هاى همه چيز را انباشته است.

وَبِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ، يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ، يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَيَا آخِرَ الْآخِرِينَ

و به علمت كه بر همه چيز احاطه يافته، و به نور ذاتت كه همه چيز در پرتو آن تابنده گشته؛ اى نور، اى پاك از هر عيب، اى آغاز هر آغاز و اى پايان هر پايان.

❀ ❀ ❀

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ

خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه پرده عصمت را مى‌درد؛ خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه كيفرها را فرو مى‌بارد.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ

خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه نعمت‌ها را دگرگون مى‌سازد؛ خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه دعا را باز مى‌دارد؛ خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه بلا را نازل مى‌كند.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا

خدايا! بيامرز براى من هر گناهى كه مرتكب شدم و هر خطايى كه از من سر زد.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ، وَأَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ، وَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ، وَأَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ، وَأَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ

خدايا! من با ياد تو به سويت تقرّب مى‌جويم و از تو به درگاه خودت شفاعت می‌طلبم؛ و به جود و كرمت از تو مى‌خواهم كه مرا به مقام قرب خويش نزديك سازى و توفيق شكرگزارى‌ات را به من عطا كنى و يادت را به من الهام نمايى.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ، أَنْ تُسَامِحَنِي وَتَرْحَمَنِي، وَتَجْعَلَنِي بِقِسْمِكَ رَاضِياً قَانِعاً، وَفِي جَمِيعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً

خدايا! از تو درخواست مى‌كنم درخواست بنده‌اى فروتن، خوار و ترسان؛ كه با من مدارا كنى و به من رحم نمايى و مرا به آنچه برايم قسمت كرده‌اى راضى و قانع سازى و در تمام احوال متواضع گردانى.

اللَّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَأَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ، وَعَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ

خدايا! از تو مى‌خواهم خواهش كسى كه نياز و تنگدستى‌اش سخت شده، و حاجتش را هنگام سختى‌ها نزد تو آورده، و اميد و ميلش به آنچه نزد توست بزرگ است.

❀ ❀ ❀

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ، وَعَلاَ مَكَانُكَ، وَخَفِيَ مَكْرُكَ، وَظَهَرَ أَمْرُكَ، وَغَلَبَ قَهْرُكَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ، وَلاَ يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ

خدايا! پادشاهى‌ات بس بزرگ و مقامت بس والاست؛ تدبيرت پنهان و فرمانت آشكار است؛ قهرت چيره و قدرتت نافذ است؛ و گريز از حكومت تو ممكن نيست.

اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً، وَلاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً، وَلاَ لِشَيْءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ

خدايا! براى گناهانم آمرزنده‌اى، و براى كارهاى زشتم پرده‌پوشى، و براى هيچ‌يك از كارهاى بدم تبديل‌كننده‌اى به خوبى، جز تو نمى‌يابم.

لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِي، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي، وَسَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَمَنِّكَ عَلَيَّ

معبودى جز تو نيست، تو را پاك و منزّه مى‌دانم و ستايشت مى‌كنم؛ من به خود ستم كردم و از روى نادانى جرأت نمودم و به يادكرد ديرينه‌ات از من و احسانت بر من، آرامش يافتم.

اللَّهُمَّ مَوْلاَيَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ، وَكَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ، وَكَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ، وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ

خدايا! اى سرور من! چه بسيار زشتى‌ها كه پوشاندى؛ و چه بسيار بلاهاى سنگين كه از من برگرداندى؛ و چه بسيار لغزش‌ها كه مرا از آن نگهداشتى؛ و چه بسيار ناخوشايندى‌ها كه دفع كردى؛ و چه بسيار ستايش نيكويى كه شايسته آن نبودم و تو آن را پراكندى.

اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِي، وَأَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي، وَقَصُرَتْ بِي أَعْمَالِي، وَقَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي، وَحَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي

خدايا! بلايم بس بزرگ شده و بدى حالم از حدّ گذشته و كردارم كوتاه آمده و زنجيرهاى گناه مرا زمين‌گير ساخته و آرزوى دور و دراز، مرا از سودم باز داشته است.

پیشنهاد مطالعه بیشتر:  روز قیامتی هست یا خیر ؟ اگر هست کی ؟

وَخَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا، وَنَفْسِي بِجِنَايَتِهَا وَمِطَالِي

و دنيا با فريب خود، و نفسم با جنايتش، و امروز و فردا كردنم، مرا فريفتند.

يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لاَ يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَفِعَالِي، وَلاَ تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي

اى سرور من! پس به عزّتت از تو مى‌خواهم كه بدى كردار و رفتارم مانع اجابت دعايم نشود؛ و مرا با رازهاى پنهانم كه از آن آگاهى رسوا مسازى.

وَلاَ تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَإِسَاءَتِي، وَدَوَامِ تَفْرِيطِي وَجَهَالَتِي، وَكَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَغَفْلَتِي

و در كيفرِ كارهاى بد و زشتى و كوتاهىِ پيوسته و نادانى و كثرت شهوات و غفلتم كه در پنهانى انجام داده‌ام، شتاب نكنى.

❀ ❀ ❀

وَكُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ رَءُوفاً، وَعَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً

و خدايا! به عزّتت سوگند كه در تمام احوال نسبت به من مهربان باش و در همه كارها بر من عطوفت فرما.

إِلَهِي وَرَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي، وَالنَّظَرَ فِي أَمْرِي

اى خدا و پروردگار من! جز تو چه كسى را دارم كه از او برطرف شدن رنج و گرفتارى و توجّه به كارم را بخواهم؟

إِلَهِي وَمَوْلاَيَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي، وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي، فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَأَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ

اى خدا و سرپرست من! تو فرمانى بر من جارى ساختى كه در آن از هواى نفسم پيروى كردم و خود را از آرايش دشمنم (شيطان) حفظ نكردم؛ پس او مرا با آنچه دلم مى‌خواست فريفت و قضا و قدر نيز او را بر اين كار يارى داد.

فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ

در نتيجه از برخى حدود تو پافراتر گذاشتم و با پاره‌اى از دستوراتت مخالفت كردم.

فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ، وَلاَ حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ، وَأَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَبَلاَؤُكَ

پس در همه اين‌ها تو بر من حجّت دارى و مرا در آنچه قضاى تو بر من جارى شده و حكم و آزمون تو مرا ملزم ساخته، هيچ حجّت و عذرى نيست.

وَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَإِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً، مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً، مُسْتَغْفِراً مُنِيباً، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً

و اينك اى خداى من! پس از كوتاهى و زياده‌روى بر خويشتن، با حالت عذرخواهى، پشيمانى، شكستگى، درخواست گذشت، آمرزش‌خواهى، بازگشت، اقرار، تسليم و اعتراف به پيشگاهت آمده‌ام.

لاَ أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّي، وَلاَ مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي، غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي، وَإِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةِ رَحْمَتِكَ

هيچ گريزگاهى از كارهايى كه از من سر زده، و پناهگاهى كه در كارم به آن رو آورم نمى‌يابم؛ جز اينكه عذرم را بپذيرى و مرا در فراخناى رحمتت جاى دهى.

اللَّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرِي، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي، وَفُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي

خدايا! پس عذرم را بپذير و بر سختىِ رنج و پريشانى‌ام رحم كن و مرا از بند سخت گناهانم رهايى بخش.

❀ ❀ ❀

يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي، وَرِقَّةَ جِلْدِي، وَدِقَّةَ عَظْمِي

اى پروردگار من! بر ناتوانى بدنم و نازكى پوستم و باريكى استخوانم رحم كن.

يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَذِكْرِي وَتَرْبِيَتِي وَبِرِّي وَتَغْذِيَتِي هَبْنِي لاِبْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَسَالِفِ بِرِّكَ بِي

اى كسى كه آغازگر آفرينش و ياد و پرورش و نيكى و روزى دادن به من بودى! اكنون مرا به همان كَرَم نخستينت و سابقه احسانى كه به من داشتى، ببخش.

يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَرَبِّي، أَتُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ؟ وَبَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ؟

اى خدا و سرور و پروردگار من! آيا مى‌بينى كه پس از توحيد و يگانه‌پرستى‌ام و پس از آنكه دلم از معرفتت لبريز شده، مرا به آتش خود عذاب كنى؟

وَلَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَدُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ؟

و پس از آنكه زبانم به ياد تو گويا گشته و درونم با محبّتت گره خورده، و پس از اعتراف صادقانه و دعايم در حال فروتنى در برابر پروردگارى‌ات؟

هَيْهَاتَ! أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ، أَوْ تُبْعِدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ، أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ، أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاَءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ

هرگز! تو بزرگوارتر از آنى كه پرورده‌ات را تباه كنى، يا كسى را كه به خود نزديك ساخته‌اى دور برانى، يا آن را كه پناه داده‌اى آواره كنى، يا كسى را كه كفايت كرده و رحم نموده‌اى به دست بلا بسپارى.

وَلَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَإِلَهِي وَمَوْلاَيَ أَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً؟

اى كاش مى‌دانستم، اى سرور و معبود و مولاى من! آيا آتش را بر چهره‌هايى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده‌اند مسلّط مى‌كنى؟

وَعَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً، وَبِشُكْرِكَ مَادِحَةً؟ وَعَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً؟

و بر زبان‌هايى كه صادقانه به يگانگى‌ات گويا شده و سپاسگزارانه تو را ستايش كرده‌اند؟ و بر دل‌هايى كه با يقين به خدايى‌ات اعتراف نموده‌اند؟

وَعَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً؟ وَعَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً، وَأَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً؟

و بر درون‌هايى كه از معرفت تو سرشار شده تا آنجا كه خاشع گشته‌اند؟ و بر اعضايى كه مشتاقانه به سوى پرستشگاه‌هايت شتافته و با تسليم و خضوع آمرزش تو را طلبيده‌اند؟

مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ يَا رَبِّ

چنين گمانى به تو نمى‌رود، و از فضل و كرمت چنين خبرى به ما نرسيده است، اى كريم! اى پروردگار من!

❀ ❀ ❀

وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاَءِ الدُّنْيَا وَعُقُوبَاتِهَا، وَمَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا

و تو ناتوانى مرا در برابر اندكى از بلاها و كيفرهاى دنيا و ناگوارى‌هايى كه بر اهل آن مى‌رسد، مى‌دانى.

عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاَءٌ وَمَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ، يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ، قَصِيرٌ مُدَّتُهُ

با اينكه اين بلا و ناگوارى، درنگش اندك، بقايش كوتاه و مدّتش ناچيز است.

فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلاَءِ الْآخِرَةِ وَجَلِيلِ (حُلُولِ) وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا؟ وَهُوَ بَلاَءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقَامُهُ، وَلاَ يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ

پس چگونه تاب بياورم بلاى آخرت و فرود آمدن ناگوارى‌هاى بزرگ را در آن؟ در حالى كه آن بلايى است كه مدّتش طولانى و اقامتش دائمى است و از گرفتارانش كاسته نمى‌شود؛

لِأَنَّهُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقَامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهَذَا مَا لاَ تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ

چرا كه آن عذاب، جز از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه نمى‌گيرد؛ و اين چيزى است كه آسمان‌ها و زمين در برابرش تاب نمى‌آورند.

پیشنهاد مطالعه بیشتر:  آیا واقعا خداوند ما را دوست دارد؟

يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي وَأَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ، الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ؟

اى سرور من! پس من چگونه تاب بياورم، در حالى كه بنده ناتوان، خوار، كوچك، بينوا و درمانده توام؟

يَا إِلَهِي وَرَبِّي وَسَيِّدِي وَمَوْلاَيَ! لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو؟ وَلِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَأَبْكِي؟

اى معبود، پروردگار، سرور و مولاى من! از كدامين امور به سويت شكايت كنم؟ و براى كدام‌يك ناله زنم و بگريم؟

لِأَلِيمِ الْعَذَابِ وَشِدَّتِهِ؟ أَمْ لِطُولِ الْبَلاَءِ وَمُدَّتِهِ؟

براى دردناكىِ عذاب و سختى آن؟ يا براى طولانى بودن بلا و مدّت آن؟

فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ، وَجَمَعْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَهْلِ بَلاَئِكَ، وَفَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيَائِكَ

پس اگر مرا در كيفرها با دشمنانت قرار دهى و بين من و گرفتاران بلايت جمع كنى و ميان من و دوستان و اوليايت جدايى اندازى؛

فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلاَيَ وَرَبِّي، صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ؟

پس گيرم اى معبود و سرور و مولا و پروردگار من، كه بر عذاب تو صبر كنم؛ اما چگونه بر دورى و فراق تو صبر نمايم؟!

وَهَبْنِي (يَا إِلَهِي) صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ؟ أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَرَجَائِي عَفْوُكَ؟

و گيرم كه بر حرارت آتشت شكيبايى ورزم؛ اما چگونه از نگاه به بزرگوارى و كرمت چشم بپوشم؟ يا چگونه در آتش بمانم در حالى كه اميدم به گذشت توست؟

❀ ❀ ❀

فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَمَوْلاَيَ أُقْسِمُ صَادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ (الْآلِمِينَ)

پس به عزّتت اى سرور و مولاى من، صادقانه سوگند مى‌خورم، كه اگر مرا زبان گويا بگذارى، در ميان دوزخيان با ناله آرزومندان به درگاهت ناله سر مى‌دهم.

وَلَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ، وَلَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ

و حتماً به درگاهت فرياد مى‌زنم همچون فريادِ فريادخواهان؛ و برايت مى‌گريم همچون گريهِ گم‌كردگان؛ و تو را ندا مى‌دهم: كجايى اى سرپرست مؤمنان؟!

يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ، يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ، وَيَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ

اى نهايت آرزوى عارفان! اى فريادرسِ فريادخواهان! اى محبوب دل‌هاى راستگويان! و اى معبود جهانيان!

أَفَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَبِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ، وَذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ

آيا چنين مى‌بينى، اى خداى من كه پاك و منزّهى و تو را ستايش مى‌كنم، كه صداى بنده مسلمانى را در دوزخ بشنوى كه به خاطر مخالفتش در آنجا زندانى شده، و طعم عذابش را به خاطر نافرمانى‌اش چشيده؛

وَحُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَجَرِيرَتِهِ، وَهُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ، وَيُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ

و به واسطه جرم و گناهش در ميان طبقات دوزخ گرفتار شده، در حالى كه با ناله كسى كه به رحمتت اميدوار است به درگاهت ناله مى‌زند، و با زبان اهل توحيد تو را مى‌خواند، و به پروردگارى‌ات متوسّل مى‌شود؟!

يَا مَوْلاَيَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَهُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ؟ أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَهُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ؟

اى مولاى من! پس چگونه در عذاب بماند در حالى كه به بردبارىِ پيشين تو اميدوار است؟ يا چگونه آتش او را بيازارد در حالى كه به فضل و رحمتت آرزومند است؟

أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَأَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرَى مَكَانَهُ؟ أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ؟

يا چگونه شعله‌هاى دوزخ او را بسوزاند در حالى كه صدايش را مى‌شنوى و جايگاهش را مى‌بينى؟ يا چگونه خروش دوزخ او را فرا گيرد در حالى كه ناتوانى‌اش را مى‌دانى؟

أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَأَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ؟ أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَهُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهْ؟

يا چگونه در ميان طبقات آتش دست و پا بزند در حالى كه صدق و راستى‌اش را مى‌دانى؟ يا چگونه مأموران دوزخ او را برانند در حالى كه تو را به عنوان پروردگار صدا مى‌زند؟!

أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ فِيهَا؟ هَيْهَاتَ! مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ، وَلاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، وَلاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ

يا چگونه به فضل تو در آزادى‌اش از دوزخ اميد داشته باشد و تو او را در آن رها كنى؟ هرگز! چنين گمانى به تو نيست و از فضل تو چنين چيزى شناخته نشده است، و به رفتارى كه با يكتاپرستان از نيكى و احسانت داشته‌اى شباهتى ندارد.

فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلادِ مُعَانِدِيكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَسَلاَماً، وَمَا كَانَ لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَلاَ مُقَاماً

پس به يقين قاطع مى‌دانم كه اگر فرمان تو به عذاب انكاركنندگانت نبود و حكمت به جاودانگى دشمنانت در دوزخ صادر نمى‌شد، حتماً تمام آتش را سرد و سالم مى‌ساختى و براى هيچ‌كس در آن قرارگاه و جايگاهى نبود؛

لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ

اما تو كه نام‌هايت مقدّس است، سوگند ياد كرده‌اى كه آن را از همه كافران، از جن و انس پر كنى و دشمنان را در آن جاودانه سازى.

وَأَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً، أَ فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ يَسْتَوُونَ

و تو كه ستايشت والا است، در آغاز (آفرينش) فرمودى و از روى كرم و تفضّل نعمت بخشيدى: «آيا كسى كه مؤمن است همانند كسى است كه فاسق است؟ هرگز برابر نيستند».

❀ ❀ ❀

يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي، فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا، وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَحَكَمْتَهَا، وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا

اى خدا و سرور من! پس از تو مى‌خواهم به آن قدرتى كه مقدّر ساختى، و به آن فرمانى كه حتمى و قطعى نمودى، و بر هر كه آن را جارى ساختى غلبه يافتى؛

أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَفِي هَذِهِ السَّاعَةِ، كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ، وَكُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ، أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ

كه در اين شب و در اين ساعت، بر من ببخشى هر جرمى كه مرتكب شدم، و هر گناهى كه كردم، و هر كار زشتى كه پنهان داشتم، و هر نادانى كه انجام دادم؛ چه كتمان كردم يا آشكار ساختم، چه پنهان داشتم يا عيان نمودم؛

وَكُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ، الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي، وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي، وَكُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ

پیشنهاد مطالعه بیشتر:  چرا از مرگ میترسیم ؟

و هر كار بدى كه فرشتگانِ بزرگوارِ نويسنده را به ثبت آن فرمان دادى؛ همانان كه مأمور حفظ كارهاى من كردى و آن‌ها را همراه با اعضايم بر من گواه ساختى، و خودت از وراى آن‌ها مراقب من بودى!

وَأَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ، أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَهُ (تَفَضَّلْتَ بِهِ)، أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ، أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ، أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ

و اينكه سهم مرا افزون كنى از هر خيرى كه نازل مى‌كنى، يا احسانى كه تفضّل مى‌نمايى، يا نيكى كه مى‌گسترانى، يا روزى كه بسط مى‌دهى، يا گناهى كه مى‌آمرزى، يا خطايى كه مى‌پوشانى.

يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من!

يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلاَيَ وَمَالِكَ رِقِّي، يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي، يَا عَلِيماً بِضُرِّي وَمَسْكَنَتِي، يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَفَاقَتِي

اى خدا و سرور و مولاى من و اى مالك هستى‌ام! اى كسى كه زمام اختيارم به دست اوست! اى آگاه از رنج و بيچارگى‌ام! اى خبردار از ندارى و تنگدستى‌ام!

يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من!

أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ وَأَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَأَسْمَائِكَ، أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً، وَأَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً

از تو مى‌خواهم به حقّ خودت و قداستت و به بزرگ‌ترين صفات و نام‌هايت، كه اوقات مرا در شب و روز با ياد خودت آباد كنى و به خدمتت پيوسته سازى و اعمالم را در پيشگاهت پذيرفته گردانى؛

حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَأَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً، وَحَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً

تا آنجا كه همه اعمال و اذكارم، يك ذكر پيوسته شود و حالم در خدمت تو جاودانه گردد.

❀ ❀ ❀

يَا سَيِّدِي يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِي، يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالِي، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

اى سرور من! اى كسى كه تكيه‌گاهم بر اوست! اى كسى كه احوالم را به او شكايت بردم! اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من!

قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي، وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي، وَهَبْ لِيَ الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ، وَالدَّوَامَ فِي الاِتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ

اعضايم را در راه خدمتت نيرومند ساز و دلم را بر اراده محكم كن و كوشش در مقام ترس از خودت و پيوستگى دائم در خدمتت را به من ارزانى دار.

حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ، وَأُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ (الْمُبَادِرِينَ)، وَأَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ

تا در ميدان‌هاى پيشتازان به سويت برانم و در ميان شتابندگان به سويت بشتابم و در ميان مشتاقان، تشنه قرب تو باشم؛

وَأَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ، وَأَخَافَكَ مَخَافَةَ الْمُوقِنِينَ، وَأَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ

و همچون مخلصان به تو نزديك شوم و همانند يقين‌داران از تو بترسم و در جوار رحمتت با مؤمنان گرد آيم.

اللَّهُمَّ وَمَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ، وَمَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ، وَاجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ، وَأَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ، وَأَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ

خدايا! هر كه با من بدى خواهد، با او بد كن؛ و هر كه با من نيرنگ ورزد، با او نيرنگ كن؛ و مرا از كسانى قرار ده كه بهترين نصيب را نزد تو دارند و منزلتشان به تو نزديك‌تر و تقرّبشان در پيشگاهت بيشتر است.

فَإِنَّهُ لاَ يُنَالُ ذَلِكَ إِلاَّ بِفَضْلِكَ، وَجُدْ لِي بِجُودِكَ، وَاعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ، وَاحْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ

چرا كه كسى به اين مقامات نمى‌رسد جز به فضل تو؛ و به جود خود بر من جود كن و به بزرگوارى‌ات بر من توجّه فرما و به رحمتت مرا حفظ كن.

وَاجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَقَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً، وَمُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ، وَأَقِلْنِي عَثْرَتِي، وَاغْفِرْ زَلَّتِي

و زبانم را به يادت گويا ساز و دلم را شيفته محبّتت گردان و با اجابت نيكويت بر من منّت گذار و لغزشم را ناديده گير و گناهم را بيامرز؛

فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ، وَأَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجَابَةَ

زيرا تو بندگانت را به پرستش خود فرمان دادى و به دعا كردن امر نمودى و اجابت آن را برايشان ضمانت كردى.

❀ ❀ ❀

فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي، وَإِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِي دُعَائِي، وَبَلِّغْنِي مُنَايَ، وَلاَ تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِي

پس اى پروردگار من! روى خود را به سوى تو كردم و دستم را به درگاه تو دراز نمودم؛ پس به عزّتت سوگند كه دعايم را مستجاب كن و مرا به آرزويم برسان و اميدم را از فضل خود نااميد مساز.

وَاكْفِنِي شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي، يَا سَرِيعَ الرِّضَا اغْفِرْ لِمَنْ لاَ يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ

و مرا از شرّ دشمنانم از جنّ و انس كفايت فرما. اى كسى كه زود راضى مى‌شوى! بيامرز كسى را كه جز دعا چيزى در اختيار ندارد؛ چرا كه تو هرچه بخواهى انجام مى‌دهى.

يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ، وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ، وَطَاعَتُهُ غِنًى، ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ، وَسِلاَحُهُ الْبُكَاءُ

اى كسى كه نامش داروست و يادش شفاست و طاعتش بى‌نيازى است! رحم كن بر كسى كه سرمايه‌اش اميد و اسلحه‌اش گريه است.

يَا سَابِغَ النِّعَمِ، يَا دَافِعَ النِّقَمِ، يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ، يَا عَالِماً لاَ يُعَلَّمُ

اى ريزنده نعمت‌ها! اى دفع‌كننده بلاها! اى نور وحشت‌زدگان در تاريكى‌ها! اى داناى ناآموخته!

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَالْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينَ مِنْ آلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِيمًا كَثِيرًا

بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان كن كه شايسته توست؛ و درود و سلام فراوان خداوند بر پيامبرش و پيشوايانِ خجسته از خاندان او باد.

متن کامل زیارت عاشورا با خط درشت

متن دعای کمیل با خط درشت

 سوالات متداول درباره متن دعای کمیل

بهترین زمان برای خواندن دعای کمیل چه زمانی است؟
اصلی‌ترین و توصیه‌شده‌ترین زمان برای قرائت دعای کمیل، شب‌های جمعه (پنجشنبه شب پس از نماز عشا) و همچنین شب نیمه شعبان است. خواندن این دعا برای آمرزش گناهان و تقرب به پروردگار بسیار مجرب است.
دعای کمیل از چه کسی نقل شده است؟
این دعای شریف در اصل دعای حضرت خضر (ع) بوده است که امیرالمومنین حضرت علی (علیه‌السلام) آن را به یکی از یاران خاص خود به نام «کمیل بن زیاد نخعی» آموزش دادند و به همین دلیل به این نام مشهور شده است.
خواندن دعای کمیل چقدر زمان می‌برد؟
اگر بخواهید آن را با صوت مداحان و همراه با توجه به ترجمه و مکث‌های مناجاتی گوش دهید، معمولاً بین ۳۵ تا ۴۵ دقیقه به طول می‌انجامد.
التماس دعا

omid

امید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا