دین و اندیشه

آیا واقعا خداوند ما را دوست دارد؟

نشانه های محبت خدا به بنده

این سوال شاید زیاد ذهن شما را مشغول کند که آیا اصلا خداوند مرا دوست دارد یا خیر؟ با چه معیاری من آدم خوب یا بدی می‌شوم و با چه معیاری میتوانم در این باره فکر کنم تا اصلاحش کنم؟ اصلا میشود موجودی به عظمت خدا را متوجه خود ساخت و محبت و رحمت او را جلب کرد؟

سوالاتی از این قبیل و مشابه آن ، سوالاتی هستند که ممکن است در مواقع خاصی به سراغ ما بیایند که معمولا ما در آن‌ موقعیت‌ها از لحاظ روحی، وضعیت غیرمتعادلی را تجربه می‌کنیم ؛ موقعیت‌هایی نظیر دیدن رنج دیگران ، احساس گناه از اعمال خود ، احساس شکست و رسیدن به بن بست‌های مختلف در زندگی و … چنین مواقعی ما بدلیل اینکه فشار زیادی را متحمل می‌شویم و نمی‌توانیم قضاوتی درست و صحیح درباره آنچه که شاهدش هستیم، داشته باشیم، به چنین سوالاتی دچار می‌شویم. به عبارت دیگر در چنین مواقعی ما غالبا در رابطه با حقیقتی که از خداوند در ذهنمان ساخته‌ایم و آنچه که در واقعیت مشاهده می‌کنیم دچار یک تعارض شده‌ایم که ذهنمان سعی در حل آن دارد ولی قادر به پاسخگویی صحیح و قانع کننده به آن نیست؛ چراکه هروقت می‌خواهد قضاوتش ناظر به واقعیت باشد ، احساس گناه می‌کند که خدای خودش را خدایی ظالم می‌بیند و از سوی دیگر هم وقتی می‌خواهد طرف خدای ذهنی خودش را بگیرد، میترسد که عدالت را سر بریده باشد.

خدای من کیست؟

به نظر می‌آید آنچه که قبل از هرچیز باید به آن پرداخته شود ، همین سوال است که اصلا خدای واقعی و خدای ذهنی من چقدر شبیه هم دیگر هستند… به عبارت دیگر در رابطه با خدا در این گونه اتفاقات همواره دو حالت وجود دارد :
1. خدای تصوراتم با خدای واقعی امکان دارد که یکی نباشند .

  1. خدای واقعی عینا همان خدایی باشد که من در تصوراتم دارم.

قبل از هرچیزی باید در نظر داشته باشید که ما به دنبال اثبات موجودی ماورائی یا بحث از اینکه خدا کیست و چیست ، نمی‌باشیم ؛ بلکه به دنبال بحث از این هستیم که بعد از طرح مقدماتی به سراغ مطلب اصلی برویم .

خب اگر حالت اول را بپذیرید و معتقد شوید که آری ! خدایی هست که من تصوراتم با واقعیت وجود او تطابق ندارد ( مثل تصور من از آووکادو که فکر میکردم میوه‌ای شبیه توت فرنگی است ولی از قضا کاملا برعکس از آب در آمد !! ) در اینصورت یک چیزی لازم می‌آید و آن این‌ است که بگوییم پس خدای واقعی صفات و ویژگی‌هایی را دارد که ما تاکنون به آن فکر نکرده بودیم و شاید منشا همین تعارض ذهنی ما که در ابتدا از آن بحث کردیم، همین مطلب باشد که واقعیت دقیقا مطابق با آن چیزی است که خدا هست ولی ما از آن غافل بوده‌ایم.

اگر هم بخواهید بگویید که خیر و من در تصوراتم خدایی را دارم که همانطور که من فکر می‌کنم خدایی می‌کند در اینصورت شما به یک مشکل برمی‌خورید که به همین سادگی‌ها قابل حل نیست و چه بسا غیر ممکن باشد و آن همان مسئله‌ای است که در مقاله خدا کیست؟ به آن کمی پرداختیم.

توضیح اشکال بزرگ

تصور کنید صاحب بزرگ‌ترین خرس دنیا هستید و می‌خواهید آن را جابه‌جا کنید و در دست و بالتان چیزی جز یک پراید بی‌نوا نیست؛ حال من از شما می‌پرسم که می‌شود اصلا تصور کرد که این خرس با پراید حمل شود ؟ پاسخ واضح است که قطعا بله چون اینجا ایران است و هرچیزی ممکن ولی خب گذشته از شوخی پاسخ حقیقی خیر است …

این مطلب در مورد تصور ما از خدا نیز جاری است ؛ چراکه خداوند همانطور که در مقاله خدا چیست؟ از آن حرف زدیم موجودی است که فراتر از هر موجودی در این جهان است و نمی‌شود که یک موجود مادی کوچک‌تر از آن ، خدایی را درک کند که از تمامی هستی قابل رویت و غیرقابل رویت انسان بزرگ تر است. در واقع عین این می‌ماند که ما بخواهیم تمام آب اقیانوس آرام را درون لیوانی کوچک . یکبار مصرف جا بدهیم.

همین قدر محال و غیر قابل تصور…

پس همانطور که ملاحظه کردید این حالت عملا غیرممکن و محال است …

در نهایت ما می‌مانیم و امکان متفاوت بودن تصور ما با خدای واقعی …

دوباره به سوال اصلی‌ بازمیگردیم…

واقعا خدا ما را دوست دارد؟

با روشن شدن این امکان که میتوان گفت آنچه که در واقعیت رخ میدهد تمام ماجرا نیست ، به این مرحله میرسیم که پس نمی‌شود خدا را سریع بعد از هر اتفاق بد و فاجعه باری سرزنش کرد که چرا مرا دوست داشتی و چنین کردی… که گاهی هم مادر فرزندش را تنبیه میکند تا مبادا با چاقو دست خود را ببرد و این لازمه حکمت حکیمی است که ما آن را خدایی فراتر از هر موجودی میشناسیم…

اما نشانه‌ای که بشود با آن این محبت و عشق خدا به خود را احساس کرد چیزی جز همین نعمت‌هایی که از جانب او در دست ما به امانت گذاشته شده نیست… رحمتی که از همین نگاه زیبای شما تا ضربان قلب‌تان را در بر میگیرد و شما بدون توجه به آن‌ها و حتی بدون شناخت نوع عملکردشان از آنها استفاده میکنید…

بیشتر بخوانید : پیشنهاد ما مطالعه : >>>>>> چرا خدا بعضی ها رو بد بخت آفرید

محبت خداوند در قرآن

اما در برخی موارد خود خداوند مستقیما با ما سخن گفته است و از عشق و محبت بی اندازه خود جلوه‌ای بر ما گشوده است :

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ … (سوره ۲، البقره، آیه ۱۶۵)

کسانى از مردم هستند که همتایانى براى خداوند قائل می شوند و آنها را همچون خدا دوست می دارند …

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِین. (سوره ۲، البقره، آیه ۲۲۲)

… همانا خدا آنان را که پیوسته به درگاهش توبه کنند و هم پاکیزگان دور از هر آلایش را دوست می دارد.

قلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. (سوره ۳،آل‌عمران، آیه ۳۱)

بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروى کنید تا خدا نیز شما را دوست داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد، و خداوند آمرزگار مهربان است.

بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِین. (سوره ۳، آل عمران، آیه ۷۶)

آرى هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى نماید بى تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.

الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ. (سوره ۳، آل عمران، آیه ۱۳۴)

کسانى که در راحت و رنج انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى خورند و از مردمان در مى گذرند و خداوند نیكوکاران را دوست دارد.

فَبِمَا رَحْمه مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِین. (سوره ۳، آل عمران، آیه ۱۵۹)

به لطف رحمت الهى با آنان نرمخویى کردى، و اگر درشت خوى سختدل بودى بى شك از پیرامون تو پراکنده مى شدند، پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در [این] کار با آنان مشورت کن، و چون عزمت را جزم کردى بر خداوند توکل کن، که خدا اهل توکل را دوست دارد..

وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین. (سوره ۵، المائده، آیه ۹۳)

… و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند سپس تقوی پیشه کنند و ایمان بیاورند آنگاه تقوی پیشه کنند و احسان نمایند و خدا نیكوکاران را دوست مى دارد.

فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ. (سوره ۹، التوبه، آیه ۱۰۸)

… در آن مردانى اند که دوست دارند خود را پاك سازند و خدا کسانى را که خواهان پاکى اند دوست مى دارد.

واسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ. (سوره ۱۱، هود، آیه ۹۰)

از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوي او باز گردید که پروردگارم مهربان و دوستدار(بندگان توبه کار) است.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا. (سوره ۱۹، مریم، آیه ۹۶)

کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند به زودى(خداى) رحمان براى آنان محبتى (در دلها) قرار مى دهد.

ختم کلام (آیه خدا بندگانش را دوست دارد)

در نهایت باید گفت آنچه که موجب میشود انسان گاها احساس کند که خداوند دیگر او را دوست ندارد برداشت‌هایی است که غالبا برخواسته از احساسات سنگین لحظه‌ای است که گاها تا مدت طولانی امکان دارد که باقی بماند ولی آنچه که در اینجا اهمیت دارد این است که انسان پس از هربار احساس چنین وضعیتی بداند که خالقی که او را آفریده است بزرگ‌تر از آن است که بخواهد توبه و پشیمانی بنده‌اش را نپذیرد و یا بی دلیل بنده‌اش را دوست نداشته باشد و مورد آزار قرار دهد…

و خداوند ، همان خداوند شکوفه های گیلاس و کفشدوزک هاست که باید با بندگی او ظرف روح خودمان را بزرگ کنیم ؛ نه اینکه از کوچکی آن بنالیم…

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا