دین و اندیشهسرگرمی

چرا دین داشته باشیم

دین به چه دردی میخوره

وقتی از دین حرف می‌زنیم باید بدونیم که تعریف درست دین چیه دین یعنی یک سبک و یک مسیر زندگی خوب حالا توی دنیا مسیرها و سبک‌های مختلفی برای زندگی وجود دارند و اگر بخواهیم همه اون‌ها را بررسی کنیم نیاز به یک عمر حد اقل ۲۰۰ ساله داریم توی این مقاله ما سعی نداریم دین‌های مختلف رو بررسی کنیم فقط می‌خوایم به این سوال جواب بدیم که چرا باید دین داشته باشیم فارغ از اینکه چه دینی داشته باشیم دین‌ها به ما یک دستورالعمل و یک مسیر مشخص برای زندگی ارائه میدن،و اینکه کدوم یک از این دین‌ها توی دنیا مناسب من هستند به احتمال خیلی زیاد باید با اهداف من به عنوان یک انسان با مجموعه‌ای از توانایی‌ها و استعدادها سازگار باشه خوب البته برگردیم سراغ سوال اصلیمون اینکه چرا باید دین داشته باشیم در واقع سوال ما بررسی بین داشتن دین و نداشتن دین هست خوب باز هم با دقت به یک انسان می‌تونیم به این سوال جواب بدیم آیا انسان می‌تونه بدون دین زندگی کنه و از اون طرف ماجرا ,آیا انسان حتماً باید دین داشته باشه؟

ما در مورد استعدادهای انسان و توانایی‌های خاص انسان توی مقاله دیگه صحبت کردیم در اونجا گفتیم که انسان‌ها با بقیه ی موجوداتی که توی این دنیا و هستی وجود دارند تفاوت‌هایی دارند اون‌ها استعدادها و توانایی‌هایی دارند که اون‌ها رو با همه هستی متمایز می‌کنه،یه جورایی انسان نسبت به بقیه اجزا و موجودات در هستی در رتبه بالاتری قرار داره. و در مورد اینکه انسان با این توانایی‌ها و استعدادها نمی تونند چه هدف‌هایی رو داشته باشند توی یک مقاله دیگه صحبت کردیم اگر بخواهیم اینجا به نداشتن دین و انسان بدون دین فکر کنیم در واقع تمام استعدادها و توانایی‌های یک انسان رو محدود به یک زندگی در قالب یک زندگی۸۰ یا ۹۰ ساله تصور کنیم،در واقع انسان و این همه توانایی و استعدادهایی که داره رو نادیده گرفتیم چون اگر یادتون باشه توی اون مقاله به این پرداختیم که انسان احتمالاً زندگی طولانی‌تر از ۸۰ ۹۰ یا ۱۰۰ ساله داره،البته اینکه انسان زندگی طولانی‌تری داشته باشه در علم تایید یا رد نشده ،اما مبنای تفکر من به عنوان یک انسان هوشمند این است که وقتی بر سر دوراهی این شکلی قرار گرفتم سمتی را انتخاب کنم که حداقل متضرر نشوم. اگر انسان را با زندگی کوتاه ۱۰۰ ساله در نظر بگیرم ممکن است در انتخاب سبک زندگی در این دنیا دچار انتخاب‌های غلطی بشوم و اگر روزی متوجه شوم انسان محدود به همین زندگی ۱۰۰ ساله نیست دچار خسارت نشوم.

برگردیم به بحث اگر با دقت اون مقاله‌ها را مطالعه کرده باشید گفتیم که انسان‌ها دوست دارند هر چیزی رو مایل هستند در اختیار داشته باشند و علت خیلی از ظلم‌ها و جنگ‌ها رو در این دنیا نتیجه این خواسته انسان‌ها یافتیم که انسان‌ها سعی کردند با خرد جمعی و با وضع قوانین و محدود کننده‌هایی مانع بروز جنگ ها و چالش ها بشوند،آیا این قوانین و محدود کننده ها ممکنه که ابعادی از وجود یک انسان رو نادیده گرفته باشند؟ و آیا تضمینی برای اجرای تمام این قوانین و محدود کننده‌ها توی دنیا وجود داره؟ خوب نوع بشر با استفاده از تکنولوژی‌ها، نصب دوربین‌ها، اعمال جریمه،توضیح تخلف و کلی از این چیزهایی که برای اجرای این قوانینی ابداع کرده و انسان رو ملزم به رعایت این قوانین می‌کنه. اما بدی ماجرا اینجاست که تا وقتی انسان‌ها این نظارت رو روی خودشون ببینند این قوانین را اجرا می‌کنند و اونجایی که دیگه این نظارت وجود نداره به راحتی قوانین رو زیر پا می‌ذارند چون نفع شخصی خودشون رو در رعایت این قوانین نمی‌بینند. پایان این مقاله رو باز می‌ذارم امیدوارم با مطالعه بقیه مقاله‌ها خودتون به پاسخ این مقاله برسید قصد من روشن کردن مسیر تفکر برای شماست.

چه تراژدی مسخره‌ای در واقع این نوع قانونگذاری و محدود کردن انسان و کنترل و نظارت به اون نادیده گرفتن تمام استعدادها و توانایی‌های انسانه ادیان معتقدند که می‌تونن یک سبک زندگی و روش درست مبتنی بر توانایی‌ها و استعدادهای انسان به آنها ارائه بدن که البته توی ادیان مختلف این‌ها متفاوتند و اینکه چه دینی مناسبه انسان با این سطح از توانایی و استعداد هست رو در مقاله دیگری به اون خواهیم پرداخت.

 

omid

امید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا