
شاید بسیاری از ما کمابیش فیلمهایی آخرالزمانی همچون جنگ جهانی زد ، قطار بوسان ، آپوکالیپس و … را دیدهایم و کلی هیجانات عجیب و غریب را تجربه کردهایم ولی مطمئنا بعد از تمامی این فیلمها همگی یک سوال داشتهایم و آن این است که آیا واقعا چنین چیزی ممکن است یا خیر؟ روزی میرسد که جهان ما به پایان خودش برسدو آیا قیامتی هست؟ روزی میرسد که همگی در ترس و وحشت مطلق به دنبال راه چارهای برای فرار از آن وضعیت فاجعه بار به دنبال گوشه و کناری هستند تا فرار کنند؟ اینگونه سوالها پس از اینکه ساعتها ما را قبل از خواب معطل خودشان کردند در نهایت به این سوال ختم میشود که آیا پایانی برای این جهان و زندگی انسانها قابل تصور است یا خیر؟ و بعد از این پایان آیا همه چیز تمام میشود و تیتراژ فیلم جهان به کارگردانی خدا و بازیگری میلیاردها انسان به نمایش درمیآید؟
چرا من فکر میکنم قیامتی هست؟
غالبا انسان در زندگی خود پرسشهای اساسی زیادی را تجربه میکند و بعضا میتوان گفت اکثر آنها از منشا خارجی نشات گرفتهاند مثلا انسان، جهان خارج را دیده است و با دیدن تولد دانهها به این فکر افتاده است که آیا این تولد و آن نیستی قبل اتفاقی بوده است؟ کسی آن را آفرید و به او وجود داد؟ کسی مانع موجودیت قبلی او شده بود؟ در این سوالات هم آنچه که باعث ایجاد این سوال شده است دیدن نیستی و مرگ آنچه که روزی بوده است، میباشد . دوستی که تا روزی با او همراه بودیم و اکنون نیست سرانجامش چه شد؟ مرگ و تمام؟؟ یا ادامهای برای او قابل تصور است؟ آیا دنیای دیگری باید باشد و این چه ضرورتی دارد؟ و اگر دنیای دیگری هست چه کیفیتی دارد و چگونه است؟ در رابطه با سوالاتی که به آنها اشاره شد باید گفت ، آنچه که بیش از همه اینها برای ما اهمیت دارد این است که آیا آنچه که همه ادیان الهی کمابیش درباره آن صحبت کردهاند یعنی قیامت ، واقعیت دارد یا خیر؟ و اگر چنین روزی واقعیت دارد چه زمانی است؟
قیامت چیست؟
هنگامی که بحث از پایان دنیا میشود غالبا در ذهن همه ما کلمات مشابهی چون آخرالزمان ، پایان جهان و… در ذهنمان نقش میبندد ولی آنچه که در محاورات گفت و گوهای میان مردم زیاد در این باره شنیده میشود این کلمه است، قیامت !!
قیامت در لغت در معنای برپایی ، برانگیختگی و فراخواندن آمده است ولی آنچه که در اصطلاح عامیانه به کار میرود وقتی است که در آن تمامی حیات بشریت به پایان میرسد و تمامی انسانها برای حسابرسی، حیاتی مجدد پیدا میکنند تا درباره آنچه که در طول حیات مادی خود انجام دادهاند، مورد پرسش قرار بگیرند. این تعاریف از قیامت ، بسیار به تعریف دینی قیامت نزدیک است که ما در اصطلاح دینی به یوم الجزا یا روز پاداش از آن یاد میکنیم.
چرا باید قیامت باشد؟
خوب است قبل از هر چیز به این نکته اشاره کنیم که اثبات وجود دنیایی دیگر به دنبال خود اثبات روزی به نام قیامت را به دنبال میآورد و به همین دلیل ما روی صحبت خود را بر اثبات جهانی بعد از دنیای کنونی میگذاریم؛ در رابطه با اینکه چرا باید قیامتی باشد و چرا اصلا باید حسابرسی در کار باشد باید به چند نکته اشاره کرد که همگی آنها برخواسته از ویژگیهایی است که در ترکیب انسان وجود دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
- الف) جهان آخرت با نگاه دینی : غالبا شنیدهایم که وقتی میخواهند برای ما از اینکه قیامت وجود دارد یا خیر حرف بزنند میگویند چون دنیای دیگری هست پس انسان روزی برای حسابرسی برانگیخته میشود و چنین تعبیری غلط است و به همین دلیل من بیان این مطلب را به استاد خودم استاد صفایی حائری (ره) واگذار میکنم که ایشان میفرمایند
” بارها گفتهام: قرآن نمىگويد معاد هست پس انسان برانگيخته مىشود، بل مىگويد: انسان ادامه دارد پس معادى هست؛ يعنى جريان معاد در قرآن كاملاً يك جريان معكوس و غير آن چيزى است كه ما با آن برخورد مىكنيم. آنچه قرآن از معاد مطرح مىكند كاملاً طبيعى است كه؛
اولاً معرفت به معاد نيست كه عشق به معاد است؛ چون معاد ادامۀ انسان است و او نه آگاه، كه عاشق اين ادامه است؛ كه دنيا براى او تنگ است. ( توضیح آنکه ، انسان همانطور که گفتیم ترکیبی دارد که نتیجه آن بی نهایت طلبی است و یکی از چیزهایی که در طول زندگیاش همواره به دنبال آن بوده است، این مطلب است که چگونه میتواند تن به فنا و نیستی ندهد و به جاودانگی برسد ؛ از همین بابت انسان برای خالقی که او را آفریده است موجودی ادامهدار است و برای رفع این جاودانه طلبی او دنیایی دیگر پس از این دنیا برایش قرار داده است چون معاد و دنیای دیگر ادامهای برای زندگی انسان میشود و دیگر فنا و پوچی بی معناست ) .
و ثانياً چون استمرار انسان، نامحدود است، پس جهت نامحدود هم مىخواهد و لذا بهشت منزل ماست نه مقصد ما .( توضیح آنکه انسان چنان که گفتیم موجودی است با ویژگیها و خواستههایی نامحدود و باید این نیازها را در مسیری نامحدود به کار بیاندازد؛ خواستههایی چون قدرت، عشق ، جاودانگی و … نمیتوانند با رکود و ثبات بدست بیایند و به همین دلیل است که بهشت اگر ادامهای نداشت پوچ و بی حاصل بود ) . “
- ب) جهان آخرت در نگاه عقلی : تصور کنید با بهترین فرد زندگی خود راهی یک سفر پر از ماجراجویی شدهاید و میخواهید به اتفاق او به بلندترین قله شهری ناشناخته صعود کنید؛ هنگامی که شما در مسیر برای لحظاتی توقف کردهاید و درحال استراحت کردن هستید ناگهان فردی از اهالی آن شهر بعد از معرفی خود ، از طوفانی که قرار است چند ساعت بعد اتفاق بیافتد و درههای صعب العبور مسیر ، خبر میدهد… در این هنگام شما وقتی به آسمان نگاه میکنید جز آفتاب سوزان چیزی نمیبینید و در جایی هم که هستید خبری از دره و پرتگاه نمییابید ولی با این همه چون آن فرد ، خبر از ادامه راهی داده است که شما از آن اطلاعی ندارید ، بر فرض اینکه او دروغ هم بگوید بخاطر جان خود و عزیزترین فرد زندگیتان وسایل لازمه را برمیدارید تا حتی اگر به احتمال بسیار اندکی هم شرایط پیچیده شد ، شما توانایی مقابله با آن را داشته باشید. این مطلب خود حاکی از یک استدلال عقلی دارد که به طور خلاصه در این جمله نمایان میشود : « دفع خطر محتمل واجب است . » به این معنا که آدمی به حکم عقل، باید با خطری که احتمال وقوع دارد و این خطر برای او هزینه و ضرر فراوانی دارد مقابله کند تا آسیب نبیند.
پیشنهاد ما مطالع بیشتر : آیا خدا واقعا بندگانش را دوست دارد؟
در نگاه به قیامت نیز چنین است ؛ ما با وضعیتی رو به رو هستیم که با توجه به استعدادها و نیازهای نامحدودمان احتمال ادامه دار بودن زندگی خود را میدهیم و در ادیان گوناگون نیز این هشدار به اعتقاد داشتن نسبت به دنیای دیگر را هم میبینیم و به همین دلیل باید به حکم عقل خودمان را برای آن روز موعود آماده کنیم تا از ضرر ابدی آن در امان باشیم.
قیامت چه فرقی با برزخ دارد؟
آخرت یا همان دنیای پس از مرگ جهانی است که انسان پس از پایان یافتن حیات مادی خویش به آنجا وارد میشود و در ادبیات دینی ما با عنوان برزخ شناخته میشود و فاصلهای است میان قیامت و دنیای مادی ؛ در واقع قیامت امری است که برای تمام انسانها ، در یک زمان و یک مکان رخ خواهد داد و همگی همزمان در آن حضور دارند ولی در برزخ ورود افراد با توجه به اینکه در چه زمانی متولد شدهاند و در چه زمانی از دنیا رفتهاند متفاوت است و به همین دلیل افراد تقدم و تاخر در ورود به آن دارند.
روز قیامت در قرآن
در قرآن کریم، قریب به هزار و چهارصد آیه درباره قیامت است؛ در حالى که آیات مربوط به فقه و احکام عملى از پانصد آیه تجاوز نمىکند. علت این تأکید آن است که قرآن عامل اصلى انحراف انسانها از مسیر الهى را فراموشى روز قیامت مىداند: «إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ» یعنى: آنان که از راه خدا گمراه شوند، براى آنها عذاب سختى است به دلیل آن که روز حساب را فراموش کردهاند. دلیل آن هم روشن است: وقتى انسان قیامت را فراموش کرد به حیات دنیوى راضى مىشود؛ در نتیجه فقط به فکر امور دنیوى خویش خواهد بود و همین باعث مىشود هر چه در توان دارد براى خویش انجام دهد؛ هر چند منجر به اذیت و ظلم به دیگران شود. در چنین حالتى، آنچه حرف اول را مىزند منفعت شخصى است.
آثار وجود قیامت
آثار توجه به قیامت در مواردى بروز مىکند که ما به دو مورد آن که در قرآن نیز آمده است، اشاره مىکنیم :
الف) انسانى که قیامت را فراموش کرد، در زمینه اقتصادى سعى مىکند آنچه براى او مفید است، انجام دهد؛ هر چند براى دیگران مضر باشد؛ مثلاً وقتى حقى بر گردن کسى دارد، سعى مىکند به نحو کامل بگیرد اما هنگامى که به دیگران متاعى مىدهد، از آن مىکاهد و کمتر مىدهد: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ الَّذِینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ» یعنى: واى به حال کمفروشان! آنان که چون به کیل یا وزن چیزى از مردم بستانند، تمام بستانند و چون چیزى بدهند در کیل یا وزن کم دهند.) در حالى که حتى گمان به قیامت کافى است تا آنها را از این کار باز دارد و با مردم همانگونه برخورد نمایند که دوست دارند مردم با آنان معامله کنند: «أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ یَوْمَ یَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِینَ» یعنى: آیا گمان نمىکنند که آنها برانگیخته مىشوند؛ آن روز روز بزرگى است؛ روزى است که مردم در حضور پروردگار عالم براى حساب مىایستند .
ب) اگر این باور در انسان تقویت شود که آنچه انجام مىدهد، از بین نخواهد رفت و اگر عمل خوبى انجام داد پیش خداوند محفوظ مانده و جزا داده مىشود و اگر عمل بدى را مرتکب شد، سزاى آن را خواهد دید، تمام سعى خود را صرف جلب رضایت پروردگار خواهد کرد. از طرف دیگر، یکى از نکاتى که قرآن کریم، آن را امر انسانى تلقى مىکند، توجه به محرومین جامعه است که موجب مىشود فقر که عامل بسیارى از بدبختیهاى اجتماع است، از بین برود.
محدوده ظهور و بروز قیامت و اتفاقات آن
آنچه از قرآن کریم و روایات اسلامی در این زمینه برمیآید، این است که این حادثه به زمین و اطراف آن ـ در حدود منظومۀ شمسی ـ مربوط میشود، نه کل کائنات. البته بنا به تصور گذشتگان، که بر مبنای هیئت بطلمیوس، زمین را مرکز عالم میدانستند، چون مرکز عالم دستخوش دگرگونیهای بزرگ میشود، بنابراین، همه عالم نیز باید دگرگون شود. ولی در حال حاضر، که میدانیم مسأله مرکزیت زمین درست نیست، بلکه زمین در برابر کائنات چون دانۀ کنجدی بر روی اقیانوس است، دلیلی ندارد که تصور کنیم که خدای رحمان، به خاطر قیامتِ زمینیان، میلیاردها منظومه را در هم بریزد و در این میان هم اتفاقات بسیاری رخ میدهد که به چند مورد آن اشاره میکنیم :
الف ) خروج انسان ها از زمین
ب ـ وضعیت خورشید
با توجه به بحثی که پیش از این مطرح شد، طبیعی است که بقای خورشید برای بقای زمین لازم است. از این رو خورشید در حادثۀ قیامت نابود نمیشود. با این همه دگرگونی بزرگی در آن رخ میدهد. البته عمر خورشید روزی به پایان خواهد رسید، ولی دانشمندان، آن روز را میلیاردها سال بعد دانستهاند که با قیامت ارتباطی ندارد. قیامت زمین با معیارهای محدودتری متصور است و ممکن است چند هزار سال بعد باشد.
ج ـ تبدّل در زمین
حادثهای که در زمین رخ میدهد، موجب ایجاد تبدّلی در زمین میشود و وضعیت آن دگرگون میگردد. سطح زمین از وضع کنونی تغییر میکند و حالتی نو به خود میگیرد.
مکان برپایی قیامت
آیاتی در قرآن وجود دارد که به روشنی از خروج انسانها از دل زمین سخن میگویند و نشانۀ بقای زمین برای برپایی مرحلۀ دوم قیامت هستند، به گونهای که در قیامت، دادگاه عدل الهی بر روی زمین برپا خواهد شد. البته بهشت و جهنم مکانی خارج از زمین است و بهشتیان و جهنمیان، پس از حسابرسی اعمال و تعیین وضعیت، به جایگاه همیشگی خود برده میشوند .









